دیشب مهمون داشتیم خواهر کوچیکم داشت چایی تعارف میکرد، به زن عموی بابام که رسید به خواهرم گفت: الهی پیر شی؛
آبجیه منم که معنیه این حرفو نمی فهمید گفت الهی خودت بمیری!!!
تا نیم ساعتم رفت تو اتاقش گریه کرد!
(البته همین طور که میدونین من اجی از خودم کوچیکتر ندارمممممم)
[ شنبه 15 تیر 1392 ] [ 16:12 ] [ dar-ham-bar-ham ]
[ ارسال نظر(0) ]
