امروز تو ۳۰ دقیقه ای که یارو نشسته بغل دستم

کف دستش میخاره میگه پول داره میاد …

گوشش میخاره میگه دارن پشتم حرف میزنن …

کفه پاش میخاره میگه پول داره میره …

اصلا ۱%به ذهنش نمیرسه که حموم بره شاید درست شه….

[ دوشنبه 09 دی 1392 ] [ 17:48 ] [ dar-ham-bar-ham ]

[ ارسال نظر(2) ]

انقدر بدم میاد موقع درس خوندن یکی بیدارم میکنه شما چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[ دوشنبه 09 دی 1392 ] [ 17:35 ] [ dar-ham-bar-ham ]

[ ارسال نظر(0) ]

سلامتی اون ادمینی که اشک تو چشماش بود و اومد که از غمش بگه ولی...
.
.
.
.
.
. به عشق دوستای مجازیش جوک گفت تا دوستاش یه لبخند قشنگ بزنن..

[ دوشنبه 09 دی 1392 ] [ 17:13 ] [ dar-ham-bar-ham ]

[ ارسال نظر(1) ]

پسره : برو ديگه نميخوامت ديگه تمومه دختر : عشقم من بدون تو بخدا ميميرم چرا نميفهمي


پسر :ديگه ازت خسته شدم عشقت برام تکراري شده . وتلفن قطع شد دخترخيلي افسرده وناراحت ميره تواتاقش

چشمش ميوفته به مانيتور کامپيوترعکس عشقشو ميبينه اشک توچشاش حلقه ميزنه آهنگ موردعلاقه ي عشقشوميذاره

وگوش ميده

ديگه اشکاش تاب نميارن وميريزن دختراحساس ميکرد يه تيکه اي از وجودشو ازدست داده .

اون شب دخترخوابش نبرد به پسر پيام داد :

...بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

[ جمعه 06 دی 1392 ] [ 19:30 ] [ dar-ham-bar-ham ]

[ ارسال نظر(0) ]

اینـم وضـع زنـدگـی جـوونـای امـروزی :

تـو تـوالـت فکـر میکـنـن

تـو امتحـان میـریـنـ ـ ـ ن

[ جمعه 06 دی 1392 ] [ 18:42 ] [ dar-ham-bar-ham ]

[ ارسال نظر(1) ]

فـارسـی را پـاس بـداریـم

زرتـی تـو فیـس بـوک نگـیـم کـراواتـت تـو حلقـم

بگیـم : دراز آویـز زیـنـتیـت در گلـویـم :|

[ جمعه 06 دی 1392 ] [ 18:37 ] [ dar-ham-bar-ham ]

[ ارسال نظر(0) ]

الیسا و ملیسا ، رفتن برن کلیسا
تو راهروی کلیسا ، گیر کرد به سقف کلیپسا

[ پنج‌شنبه 05 دی 1392 ] [ 12:17 ] [ dar-ham-bar-ham ]

[ ارسال نظر(0) ]

هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...
فردا یه عالمه کار داری،
قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالتم راحت باشه

[ پنج‌شنبه 05 دی 1392 ] [ 12:14 ] [ dar-ham-bar-ham ]

[ ارسال نظر(0) ]

پسر داییم امتحان فارسی داشته

مخالف استقلال رو نوشته پیروزی !

[ پنج‌شنبه 05 دی 1392 ] [ 11:57 ] [ dar-ham-bar-ham ]

[ ارسال نظر(0) ]

لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار می کنم
بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه؟
میگم نه، رو زمین داشت گریه می کرد گذاشتمش رو پاهام آروم بگیره! بعد بهش میگم کاری داری باهاش؟
میگه نه، صدای گریه ش تا تو اتاق من میومداومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن!

[ پنج‌شنبه 05 دی 1392 ] [ 11:55 ] [ dar-ham-bar-ham ]

[ ارسال نظر(0) ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران